مرضيه محمدزاده

799

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

بهر تو ماتمكده‌اى بيش نيست * خانه‌ى دل كز غم و رنج و عناست گريه‌كنان مردم چشم همه * بهر تو پوشيده سيه در عزاست مردم ديده همه ماتمزده * ديده‌ى مردم همه ماتم سراست دوست چه سان از تو شود نااميد * حاجت دشمن چو به لطفت رواست كار « فضولى » به تو افتاده است * چاره‌ى او كن كه بسى بينواست « 1 » * * * رباعى : آسوده كربلا بهر فعل كه هست * گر خاك شود نمىشود قدرش پست بر مىدارند و سبحه‌اش مىسازند * مىگردانند از شرف دست به دست « 2 »

--> ( 1 ) - همان ؛ ص 241 و 243 . ( 2 ) - همان ، ص 648 .